0

گوی های آهنین خجولی و کمرویی در زندگی ما

دسته بندی ها : آخرین مطالب, افزایش اعتماد به نفس, مقالات ۱۲ بهمن ۱۳۹۵ کامران گنجی

گوی های آهنین خجولی و کمرویی در زندگی ما خجولی و کمرویی گوی های آهنین خجولی و کمرویی در زندگی ما

[gap height=”30″]

گوی های آهنین خجولی و کمرویی در زندگی ما

[gap height=”30″]

حدود ۷ سال پیش بعنوان مسئول فرهنگی در یکی از سازمان های استان تهران مشغول به کار بودم و از طرفی جزو یکی از فعال ترین افراد در مجموعه شناخته می شدم به طوری که اگر ۶ ماه دیگه در اون پُست می موندم، مدیریت اون مجموعه رو بر عهده می گرفتم اما مدیر منابع انسانی اون سازمان، به خاطر منطبق نبودن جریان فکری ش با من و به بهانه تعدیل نیرو، روی من زوم کرده بود و هر چقدر هم که مدیرم از کارهای من تعریف کرد، نتیجه ای نداشت.

این جریان باعث شد که از سمت مدیریت فرهنگی اون سازمان استعفا بدم و وارد عرصه آموزش بشم، بعد از مدتی در زمینه رفع خجولی و کمرویی مطالعات تخصصی انجام دادم و حالا که دقیق تر به اون جریان فکر میکنم، تنها دلیلی که باعث استعفا دادن من شد رو در خجولی، کمرویی و عدم توانایی در مطالبه حق خودم می دونم.

من در جلساتی که بابت کسب اعتماد با مدیر منابع انسانی تشکیل می شد، سکوت می کردم و نمی تونستم از حق خودم دفاع کنم و مدیرم مجبور می شد که به جای من حرف بزنه…

 

[box type=”custom” color=”#0c0c0c” bg=”#81d742″ radius=”10″ border=”#69af36″]اگر اون روز می تونستم از حق خودم دفاع کنم و اونها رو نسبت به توانایی هام آگاه می کردم، قطعاً امروز از جایگاه متفاوت تری برخوردار بودم.[/box]

 

  • چقدر از این مسائل در زندگی ما رخ داده؟
  • آیا برای شما هم اتفاق افتاده که نتونید از حق خودتون دفاع کنید؟

از شما می خواهم که به فیلم کوتاه زیر با عنوان بی عرضه که نمایشنامه ای از آثار آنتوان چخوف است، نگاه کنید.

[gap height=”30″]

[gap height=”30″]

این نوع مسائل شاید به صورت کلان برای ما پیش نیومده باشه، اما اگر دقیق تر و به صورت ریز تر به مسئله خجولی دقت کنیم؛ می بینیم که خیلی از ماها در شرایطی قرار گرفتیم که خجولی و کمرویی مثل گوی های آهنینی که به پای زندانیان می بستند که نتوانند فرار کنند، به زندگی ما و شخصیت ما متصل هستش.

این گوی ها رو به پای زندانیان می بستند و به خاطر وزن زیاد و جنسی که داشت، توانایی فرار رو از اونها می گرفت و حتی اگر کسی جرأت فرار رو داشت و فرار می کرد، به خاطر سنگینی زیاد، سرعتش کم می شد و زندانبانان به همراه سگ هاشون اونها رو سربع دستگیر می کردند.

مزیت گوی های آهنین زندانیان نسبت به خجولی و کمرویی

اگر زندانی می تونست با وجود وزن بالای گوی ها از دست زندانبان ها فرار کنه، با چکش، اره یا قیچی های مخصوص و یا هر وسیله ی دیگه ای بالاخره اون زنجیرها و گوی ها رو از پای خود جدا می کرد و احساس آزاد بودن رو می چشید؛ اما گوی های خجولی نامرئی هستن و خیلی ها اونها رو نمی بینن و در جاهایی هم به این گوی های نامرئی، روبان های رنگی زیبا آویزون کرده اند که:

  • چقدر سر به زیر و مؤدبه!

  • چقدر با حیا و نجیبه!

  • چقدر با ادب و کم حرفه!

  • چقدر حرف گوش کنه!

  • هر چیزی که بهش بگیم نه نمی گه!

  • سرش به کار خودشه و آدم بی سر و صدایی هستش!

  • هر درخواستی رو قبول می کنه و “نه” نمی گه!

 

[box type=”custom” color=”#0c0c0c” bg=”#ff0000″ radius=”10″ border=”#c40707″]نه نه نه… هیچکدوم از اونها نیستم! من خجالتی ام! تا کی می خواید که با تزئینات نابجا خجولی من رو زیبا جلوه بدید. دیگه کافیه…[/box]

 

  • من دیگه باید بتونم حقم رو از دیگران بگیرم

  • من دیگه باید بتونم، چیزهایی رو که نیاز ندارم و به خاطر خجالتی بودنم می خریدم، دیگه نخرم

  • من دیگه باید بتونم، اضافه پولم رو از راننده، بقالی و هرکس دیگه بدون خجالت کشیدن بگیرم

  • من دیگه باید بتونم، از فرصت هایی که برام پیش می آد به بهترین شکل استفاده کنم و نترسم

  • من دیگه باید بتونم، وقتی از من نظری رو می پرسن، دیگه نگم که نظری ندارم و بعد پشیمون بشم

  • من دیگه باید بتونم، در مقابل درخواست های دیگران، مقاوم باشم و هر درخواستی به خاطر اینکه، نکنه دیگه من رو دوست نداشته باشه و یا نکنه نظرش راجع به من عوض بشه، قبول نکنم

  • من دیگه باید بتونم، به کسانی که از من قرض می خوان و میدونم که پس نمی دن و یا به موقع پس نمی دن، قاطعانه نه بگم

  • من دیگه باید بتونم، به مرد یا زن مورد علاقه م که دوست دارم زندگی خوبی رو باهاش تشکیل بدم، بدون خجالت محبتم رو ابراز کنم

چقدر باید ضرر خجالتی و کمرو بودن رو بپردازیم و تا کی باید این گوی های نامرئی رو به همراه داشته باشیم؟

همین الآن قلم و کاغذ بردارید و بنویسید که کجاها دچار خجولی شدید و چه فرصت هایی براتون پیش اومده که نتونستید از اونها به خاطر خجالت کشیدن استفاده کنید

بعد بنویسید که از خجالتی بودن، چقدر دچار ضرر و زیان شدید؟

کجا خسارت های مالی دیدید؟ از بقال، راننده و.. نتونستید پول تون رو پس بگیرید یا به دوست و همکار خودتون اعتماد کردید و قرضی دادید و نتونستید پس بگیرید و..

کجا دختر یا پسر مورد علاقه تون رو به خاطر ترس از نه شنیدن از دست دادید؟

کجاها مثل من نتونستید از حق خودتون دفاع کنید و جایگاه اجتماعی بهتری رو از دست دادید؟

تا ننویسید، عمق فاجعه خجولی رو به معنای واقعی در زندگی خودمون درک نخواهیم کرد، پس بنویسید.

اگر دوست داشتید، می تونید در قسمت نظرات جاهایی که از خجولی دچار ضرر و زیان شدید رو بنویسید و با دیگران به اشتراک بگذارید.

کامران گنجی
کامران گنجی

من کامران گنجی هستم ، مربی و مدرس دوره‌های افزایش اعتماد به نفس و غلبه بر خجالت و کمرویی و در این وبسایت قصد دارم جدید‌ترین و به روز ترین مباحث آموزش مهارت‌های افزایش اعتماد به نفس و غلبه بر خجالت و کمرویی را با شما به اشتراک بگذارم.

راه آسان‌تری برای ارتباط با کاربران‌مان پیدا کرده‌ایم :) عضویت در کانال

مطالب زیر را حتما بخوانید:

قوانین ارسال دیدگاه در سایت

چنانچه دیدگاهی توهین آمیز باشد و متوجه اشخاص مدیر، نویسندگان و سایر کاربران باشد تایید نخواهد شد.

چنانچه دیدگاه شما جنبه ی تبلیغاتی داشته باشد تایید نخواهد شد.

چنانچه از لینک سایر وبسایت ها و یا وبسایت خود در دیدگاه استفاده کرده باشید تایید نخواهد شد.

چنانچه در دیدگاه خود از شماره تماس، ایمیل و آیدی تلگرام استفاده کرده باشید تایید نخواهد شد.

چنانچه دیدگاهی بی ارتباط با موضوع آموزش مطرح شود تایید نخواهد شد.

نظرات کاربران

  1. علیرضا معتمدی پور گفته :
    ۲۰:۱۵ ۱۳۹۵/۱۲/۰۶

    سلام استاد خسته نباشید
    غرض از مزاحمت من چندتا سوال داشتم..قبل از همه سوالات مخام من بدونم این مشکلی که من دارم اصلا چی است یعنی دنبال راه کار چی بگرد..من فردی هستم خیلی خجالتی و کم رو..مثلا وقتی تو مهمونی جای باشم ی گوشه نشستم همس سکوت اختیار میکنم..یا مثلا تو دورهمی باشیم من همش ماتو مهبوتم یعنی بعضی وقتا دلم مخاد چیزی بگم ولی نمی تونم..و چنتا مشکلی مثلا با چند نفر دوستان هستم همشون حرف میزنن میگن میخندد در هر موردی..ولی من شاید اطلاعات داشته باشم ولی نمی تونم..یا تو محل کسب و کارم خیلی رودرواسی گیر میکنم
    یک مشکل دیگه اینک همش خودمو مقایسه میکنم و میگم من از همه از نظره چهره و ظاهر کمترم..ممنون میشم مشکلمو بگید یعنی عنوان کنید که دنبال چی باشم
    واینک یجورای به بقیه حسودیم میشه..نمخام اینجوری باشم..ولی خودش تو ذهنم میاد

    • سلام به شما دوست عزیز و گرامی
      به شما تبریک می گوییم که به فکر ارتقا مهارت‌های ارتباطی خود هستید.
      در مورد قسمت اول سوال، به شما این اطمینان خاطر رو میدم که با تمرین و تکرار این قضیه به زودی به پایان می رسه چرا که من هم قبلاً اینطوری بودم و در جمع های خانواده و افراد غریبه صحبت کردن برام خیلی سخت بود و اکثر اوقات به سکوت می گشت و این ناشی از ۲ تا مطلب هستش:
      اول: تصورات ذهنی اشتباه
      دوم: عدم آشنایی با مهارت های ارتباطی
      در مورد این دو موضوع در کتاب کپسول گفتگو به صورت مفصل نوشتم که چطوری می تونیم هر کدوم از اونها رو مدیریت کنیم برای دانلود قسمتی از این کتاب روی آدرس زیر کلیک کنید
      کتاب کپسول گفتگو

      برای قسمت دوم سوال هم، مقاله “راهکارهای حل مشکل کم حرفی افراد در جمع ۲” رو مطالعه کنید

      امیدواریم به زودی ما را در جریان موفقیت های خود قرار دهید.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

لینک کوتاه :